تبليغاتX
.
.
یکشنبه دهم خرداد 1388
**بخونی بدنیست** ...  

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

 من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

یکشنبه دهم خرداد 1388
...  
  سخنان ناپلئون بناپارت:

ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .


ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .


ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .


ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد.


ناپلئون بناپارت : [...]انی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.


ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است


ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن.

ناپلئون بناپارت : عشق [...]ری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.

ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب


ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است.

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
امیدوارم خوشتون بیاد: ...  
 

 تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو

یعنی هیچ! ...
ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !

 و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.

 اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید.

من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...

« دکتر علی شریعتی »

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
...  
سلام من به دوستان عزیز شرمنده وبلاگم خالیه عیدنوروزحسابی مهمان داشتیم گرفتارپذیرایی بودم وقتی نداشتم به وبلاگم رسیدگی کنم

جمعه شانزدهم اسفند 1387
تورا به معصومیت نرگس ها سوگند ،بیا ؟ ...  
سلامی به عمق تنهایی دلهای همه چشم های منتظر.ای پیدای دوراز چشم،من دراین روزگار بی درخت ،من در این دود آلود هراسناک ،من در این عصر اشک آمیز پنجره ناپذیر ،تورا به اندوهگینانه ترین وداع های عالم سوگند می دهم ؛ من تورا به تشنگی شمشیرها و سیرابی برگها،من تورا به پریشانی دریاها و اضطراب موج ها،من تورا به غربت پوپک ها وآوارگی نسیم ها، من تورابه عفت یاس ها و عصمت شکوفه ها ،من تورا به مظلومیت شقایق ها و معصومیت نرگس ها سوگند می دهم که:مرهم مقدس نگاهت رااز زخم باستانی من مگیر!آنقدر به انتظارت نشستم که پرنده در دست هایم آشیانه ساخت ! آنقدربه انتظارت نشستم که پیچک همسایه در من پیچیدو برشانه ام گل داد!آن قدر به انتظارت نشستم که زمان رادر تارو پود انتظار گم کرده ام!می خواهم پرنده نگاه تو رااز پشت پنجره ای بنگرم که بر اطرافش پیچک های ابدیت پیچیده است،می خواهم تورا در سپیده دم آدینه ای شبنم گیرم ،در زخم سجاده ای ملاقات کنم و گل های زندگانی ام را در عطر گیسوانت پرپرسازم!ای یوسف زهرا،آقای من ،من انتظارتوکه بیایی وما عاشقان مشتاق سجاده نشین را با گرمی وجودت ،دم زندگی ببخشی!مارا پناه ده در سایه سار  الطافت!

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
خورشید سامرا ...  

 

شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام

 

 

بار دیگر شد ز کینه                                     زنده غم‌های مدینه

چون بقیع، سامرا از کین خراب است         قلب شیعه در این ماتم کباب است

 

قال العسکری علیه‌السلام:

أورع‌الناس من وقف عندالشبهه، أعبدالناس من أقام‌الفرائض، أزهدالناس من ترک‌الحرام، أشدالناس اجتهاداً من ترک‌الذنوب

 

امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمودند:

پارساترین مردم کسی است که در نزد شبهات(اموری که شخص حرمت یا حلیت آنها را نداند) توقف نماید(و به پیش نرود)؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را بر پا دارد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را رها نماید؛ سختکوش‌ترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند.

 

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند. در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم(که وزير معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا ـ يعنی حضرت امام حسن عسکری ـ رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد. خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد. يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گرديده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات( داور داوران) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند. و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود. بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند.... اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله(ص) مي پيوست، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم(ص) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند. به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار مي شد.

 

 

 



در مکتب پیشوای یازدهم

پلیدی‏های در خانه‏ای قرار دارند که کلید آن دروغگویی است.

رسیدن به خدا، مستلزم سفری است که تنها شب‏زنده‏داران به آن توفیق می‏یابند.

از موارد فروتنی این است که چون بر کسی بگذری، سلام دهی و در پایین‏ترین مکان مجلس بنشینی.

اگر به شخصی کریم خدمتی کنی، باعث محبوبیت تو نزد او خواهد شد و اگر به شخصی فرومایه خدمت کنی، سبب کوچکی تو نزد وی می‏گردد.

عبادت [تنها] به زیاد روزه گرفتن و نماز خواندن نیست؛ بلکه عبادت این است که در امر (آفریده‏های) خداوند بسیار تفکر شود.

یکی از درهای بهشت، «معروف» نام دارد. تنها کسانی از آن در وارد بهشت می‏شوند که در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم خدمت کنند.

 در پایان شهادت امام حسن عسکری  را به دوستانم تسلیت عرض می کنم

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
تکه کلام های دکتر علی شریعتی: ...  
الف) وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

ب) دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند.

ج) اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

د) اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است.

ه) وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

ی) اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.

و) به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.

 

چهارشنبه هفتم اسفند 1387
شادی: ...  
 

شاد بودن همیشه آسان نیست . شا د بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صفحه زندگی باشد و گاهی می تواند تمام پافشاری ها ، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده ایم مخدوش کند . مهنای بلوغ ، قبول مسئولیت شادی خویش و تمرکز برداشته ها بجای نداشته هاست . از آن جایی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزینند الزاما تعیین کنند میزان شادی های خویش است . برای شاد بودم باید بر افکار شاد تمرکز کنیم اما ما غالبا بر عکس عمل می کنیم . اغلب تعریف ها و تمجید ها را ناشنیده می گیریم اما حرفهای نا خوشایند را مدت ها در ذهن نگه می داریم .

اغلب مردم تعریف و تمجید را ظرف چند دقیقه فراموش می کنند اما یک اهانت را سالها به خاطر می سپارند . آنها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی را که بیست سال به آنها شده است با خود حمل می کنند .

گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد . لازمه شاد زیستن ، جستجوی زیباییها و خوبیهاست . یکی زیبایی منظره ها را می بیند یکی کثیفی پنجره ها را . این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه چیز بیندیشید .

کازانتزا کیس گفته است :

« قلم و رنگ در اختیار شماست بهشت را نقاشی کنید و بعد ، وارد آن شوید . »

 

چهارشنبه هفتم اسفند 1387
فرشته بیکار ...  
 

روزی مردی خواب عجیبی دید . او در خواب دید که در میان فرشته های است و کارهای آنها را نگاه می کند . در این میان دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت و بدون وقفه مشغول کارهستند و به سرعت هر چه تماوتر نامه های را که توسط پیک های زمینی می رسند ، باز می کنند و آن ها را در داخل جعبه می گذارند . مرد از فرشته ای پرسید : شما چکار می کنید ؟! فرشته در حالی که سرگرم باز کردن نامه ای بود ، گفت : اینجا بخش دریافت است . ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم . مرد کمی جلوتر رفت . باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک ها به زمین می فرستند . مرد پرسید : شما چکار می کنید ؟! یکی از فرشتگان با عجله جواب داد : اینجا بخش ارسال است . ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان زمینی می فرستیم .

مرد کمی جلوتر رفت و در کمال تعجب دید یک فرشته بیکار نشسته است . مرد در حالی که نمی توانست تعجبش را پنهان کند ، پرسید : شما چرا بیکارید؟!

فرشته جواب داد اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند ، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند .

مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟! فرشته پاسخ داد : کافیست بگویند « خدا را شکر » .

جمعه دوم اسفند 1387
تمرین تنبلی سازنده : ...  
 

با کنترل افکار و جلوگیری از نفوذ افکار مزاحم اندک اندک به چیزی تبدیل می شوید که میخواهید و اگر در این میان به چیزهایی فکر کنید که می خواهید واز فکر کردن به چیزهایی که نمی خواهید پرهیز کنید راحت تر به اهدافتان می رسید .

از دیگران انتقاد نکنید و هرگاه به مشکلی برخوریدبا نگاهی مثبت سعی کنید مسئولیت کارهایتان رابه عهده گرفته وبا جلوگیری از توجیه اتفاقی که افتاده است، سعی کنید حرکت روبه جلوی خود را حفظ کنید. باید ذهن و انرژی خودرابرای رسیدن به آنچه که می خواهید متمرکز کنید .پس از تمرکزفکرو انرژی از نتیجه ی کاری که با دقت و حوصله انجم داداه اید شگفت زده  خواهید شد .